شمس الدين محمد بن محمود آملي
289
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اين همچنان باشد كه طالع سال را قايم مقام طالع مولود نهاده باشند و ركاكت اينمعنى ظاهر است . و اما دويم بنابر آنكه حكم بر مولودى در قوتى محتاجست بهزار دليل يا زياده و رعايت آن در غايت صعوبت و با اينهمه بيشتر نتايج آن متناقض باشد . چه بعضى گويند بودن زحل در بيت المال دلالت بدرويشى كند و بعضى گويند يافتن كنج . جواب آنست كه بر تقدير تسليم اينجمله ما لا يدرك كله لا يترك كله . شبهه ششم آنكه امكان اطلاع منجم بر امور پيش از وقوع منافى نصوص قاطع است : « و هو قوله تعالى و عنده علم الساعة و ينزل الغيث و يعلم ما فى الارحام و ما تدرى نفس ماذا تكسب غدا و ما تدرى نفس باى ارض تموت و قوله تعالي و لا يظهر على غيبه احد الا من ارتضى من رسول و قوله و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو » جواب از اين بعد از آنكه در علم غيب گفته شد آنست كه حاصل نزد منجم از اينقسم علم نيست بلكه ظنى است كه گاه صواب افتد گاه خطا . حينئذ آيات مذكوره منافى اينمعنى نيست فصل چهارم در بيان صفات كواكب سياره و دلالت ايشان بدانكه در اصول طبيعى مقرر شده كه اجرام فلكى از جميع كيفيات در ذوات خود مبرا و منزهاند پس آنچه ارباب صناعت احكام گويند كه فلان كوكب گرم و خشگست و فلان كوكب سرد و تر معنى آن بود كه تاثير بعضى حرارت و يبوست است و تاثير بعضى ديگر برودت و رطوبت و در كيفيت حدوث حرارت و برودت از ايشان خلاف كردند ، بعضى گفتند همه كواكب حىاند و ناطق به اختيار و بارادت اين افعال از